محمد جواد گوهریان (قسمت دوم )
فصل سوم :بررسی شرط ضمنی در قانون مدنی
مبحث اول: شرط بنايي در قانون مدني
در فصل گذشته به اثبات مشروعيت شرط بنايي در فقه اماميه پرداختيم و بر ما روشن گردد که اين شرط از ديدگاه فقهاي اماميه جايز و لازمالاجرا ميباشد، ولي در اين فصل به بررسي جايگاه شرط ضمني بنايي در قانون مدني ميپردازيم، البته بر همه روشن است که اگر امري را فقهاي اماميه تجويز کرده باشند کمتر زماني است که قانون مدني آن را نپذيرفته باشد ـ با اين وجود استناد مستقيم به مواد قانون مدني و نظرياتي که حقوقدانان در اين باب دادهاند خالي از لطف نميباشد:
قانون مدني ايران تعريفي از شرط ضمني ارائه نداده است تا چه برسد به اينکه بخواهد به شرط ضمني بنايي اشاره نمايد ولي با تأمل در قانون مدني موادي پيدا ميشود که به شرط بنايي اشاره دارد من جمله مواد 1113 و 1128 اين قانون:
ماده 1113 «در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد، مگر اينکه شرط شده يا آنکه عقد مبني بر آن واقع شده باشد».
پس، همانطور که از قسمت دوم اين ماده فهميده ميشود، به تعهدات بنايي به صورت ضمني اشاره مينمايد، يعني اگر که طرفين عقد خود را مبتني بر شروطي بنا نهند که قبلاً در مورد آنها اتخاذ تصميم نمودهاند به نحوي که بعداً با تراضي همديگر و مبتني بر آن تعهدات، تعهدي را پايه نهاده باشند، در اين صورت با تعهداتي مواجه ميشويم که جنبهي بنايي داشتهاند.
+ نوشته شده در شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 18:42 توسط جواد معتمدی
|